ا MEHRDAD AMINHARATI IRANIAN POET >> وَ قُل جآء الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلُ کانَ زَهُوقا

مهرداد امين هراتي


بک گراند اصلي
حد فاصل بک گراند و داخل قرمز
۱۳۸۸/٥/٢۱
وَ قُل جآء الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلُ کانَ زَهُوقا

سیاوش عزیز

روزگار دارد چه می آورد؟ چه تحفه دیگری در ........ این خط را رها کن

دلش را نداشتم شماره ات را بگیرم.

به فرض که می گرفتم؛ چه می گفتم؟

می گفتم تبریک یا تسلیت

می پرسیدم برادرت را چطوری کشتند؟

و تو می گفتی با چوب یا باتوم یا گلوله یا مشت یا طناب یا قرآن

بعد چه؟

لابد از روزها و شبهای دامغان یا از پادگان آموزشی قصر فیروزه با هم حرف می زدیم.

و امان از وقتی که سیگار ها تمام می شد ما بودیم و آن بسته ی چهل تایی هما بیضی تو که خشک خشک بود و به گلو که می رسید انگار گوزن را با شاخ هایش قورت داده باشی.

زمانه گذشت و حالا برادرت شهید شده و من باید تسلیت بگویمت اما دستم به گوشی نمی رود.

 

تقدیم به سیاوش اعرابی و خون سهراب که گفت پسر کشی سهم ایرانیان است و بس. اما رستم هم که باشی شغادی هست.

روز ها روز های باران بود روزهایی که بی سبب سر شد

خنده ها بره های فربه صلح طعمه ی گرگ های لاغر شد

توله سگ های سنگ خورده شهر سگ شدند و به لوت(١) دل بستند

بس که دندان به ما نشان دادند صورت پستشان موقر شد

گوش ها پنبه خانه ی بادند کوچه ها خوشه های فریادند_

که گذارش به انقلاب افتاد هر امیری که خاک بر سر شد

خس و خاشاک گر گرفته ی شهر تکه های شکسته ی نسلی است_

که کمی پیشتر به عرش رسید و به دست خدا مخمر شد

آی تندیس نوزده ساله بوی باروت تازه آوردی

بشکند دست های نامردی که به خون تو دامنش تر شد

 

١ـ لوت: غذایی تهیه شده از آب و نان خشک و هر کثافت دیگری که پیش سگ می اندازند.

 

مهرداد امین هراتی

[ خانه | پست الكترونيك ]

داخل باکس لينک